العلامة الحلي ( مترجم : سلطان حسين استرآبادى )

مقدمهء مصحح 34

الرسالة السعدية ( رساله سعديه ) ( فارسى )

كرده و تقى الدين عبد اللّه صبّاغ كوفى استاد وى در تفسير كشّاف زمخشرى بوده است . شاگردان بخشى از حيات پربار علّامه حلّى به دوران حكومت اولجايتو معروف به سلطان محمّد خدابنده « 1 » ( در گذشته به سال 716 ه . ق ) هشتمين پادشاه مغولى از هولاكوئيان اختصاص دارد . علّامه در سالهاى 708 يا 709 ه . ق به دعوت اولجايتو به دربار فرا خوانده شد . او پس از ورود به دربار به همراه پسرش در مناظره‌هاى متعدّد با بزرگان و انديشمندان اهل سنّت نظير نظام الدين عبد الملك شركت جست و در تمامى آنها با قدرت هرچه تمامتر تفوّق يافت . او و پسرش منزلت و جايگاه والايى نزد اولجايتو و درباريان يافتند . او كلام شيعى را بتدريج به اولجايتو آموزش داد . علّامه روابط نزديكى با اين پادشاه مغولى داشت . در سفرها ملازم و همراهش بود و پرسشها و شبهات اعتقادى كه از سوى وى مطرح مىشد ، موضوع رساله‌هاى علّامه قرار مىگرفت و در پايان به او اهدا مىگرديد . حضور علّامه در دربار تا پايان حيات اولجايتو در سال 716 ه . ق ادامه داشت . امّا پس از آن به زادگاه خود حلّه بازگشت و به تربيت شاگردان و تأليف شمارى از آثار خود پرداخت . علّامه به دليل برخوردارى از نبوغ ، احاطه بر حوزه‌هاى گوناگون علوم دينى ، بيان شيوا و استدلالى ، در طول زندگى علمى خود همواره با محفل درسى پر رونق و با شاگردانى از سراسر جهان مواجه بود . در اينجا خالى از فايده نخواهد بود كه به

--> ( 1 ) . او نخست بر مذهب اهل سنّت بود ، ولى بعدها تشيّع را اختيار كرد . ميان مورّخان اختلاف است كه آيا علّامه در تغيير مذهب وى نقش داشته يا نه ؟